گرافیک

در ایرانیان گرافیک می توانید هر چه می خواهید بدون محدودیت دانلود نمایید.

دانلود ابزارهای گرافیک

در ایرانیان گرافیک به راحتی ابزارهای مورد نظر خود را دریافت نمایید. دانلود ابزارهای طراحی هیچ گاه آسان تر از این نبوده.

مرجع گرافیک ایران

دانلود طرح ها و کارت ویزت ها برای کسانی که علاقه به طراحی دارند. دانلود را در ایرانیان گرافیک تجربه نمایید.




   » Adobe Lightroom(لایت روم)
   » آموزش (Learn)
   » آهنگ بی کلام
   » استایل (Style)
   » اکشن (Action)
   » براش (Brush)
   » پترن (Pattern)
   » پلاگین (Plugin)
   » پی اس دی (PSD)
   » پی ان جی و آیکون (Icon , Png)
   » تکسچر (Texture)
   » دیگر
   » شیپ (Shape)
   » طراحی سایت (Web Design)
   » عکس (Picture)
   » عمومی
   » فونت (Font)
   » فیلم های آموزشی
   » قالب سایت (Site Template)
   » قالب وبلاگ (Weblog Temp)
   » کارت پستال (Postal Card)
   » گرادینت (Gradient)
   » لوگو (Logo)
   » مالتی مدیا(Flash)
   » مجلات گرافیکی
   » مدل سه بعدی (3D Model)
   » معرفی سایت
   » معرفی هنرمند
   » مقاله
   » نرم افزار (Software)
   » وکتور (Vector)

مـــهـدی کـــبو لـــــــ^ی علـــــــی مدیسه ❤امـــــیرحســیـــن محــمــدی➹ ایمان♪♫♪ قنبری♪♫♪ سید جواد ذاکر
*  ســــــــ ـــــ ــ ـ ـ ر و ر * ✿ بنفشــه ✿ ، محـــــــیا یــــــــگانه * somi * ☆مِـ ــحــ ـــدی آلــ ـفا ☆
روژی ... pesare shoja :) آشغال شناس حدیث ..... امیر حسین مقدم
فـــــــــــــــــــریاد **** فاتِمــ ــــــه . ✫ ونــوس ✫ شــرقــی ✫ مــــــــریم نیکــــ منش Sina CG Supervisor
o0o0oسما o0o0o این سنگر به سایت افسران جنگ نرم منتقل شده است... ░▒▓ HO3IN ▓▒░ . محمدرضا ابراهیمیـMRE مهدی ...

فـــــــــــــــــــریاد **** Honey *Eleman * فـرزاد مصطفائی ☆مِـ ــحــ ـــدی آلــ ـفا ☆
ایمان♪♫♪ قنبری♪♫♪ pesare shoja :) مــــــــریم نیکــــ منش * somi * آشغال شناس
امیر حسین مقدم يونس فرخي حمید رضایی علیرضا خوشخو Ahoora GraPhic
سمیه ... محسـ ـن نیکــــ منش الهام هدایتی ░▒▓ HO3IN ▓▒░ . احمد صالح عیدانی ☆☾
عليرضا ❤ فلاح Sina CG Supervisor مهدی ... آرمین محمدی حسین عفری
سعید خورشیدی mehdi sh_m يونس فرخي هلـيـــــــــا ---- زینب عزیزآوی
پویان 2222 Milad saeed * مهدي ...................


ویرایش مقالات علمی انگلیسی
www.aryarc.com/page/edit    
طراحی و بهینه سازی وب سایت
iresume.ir    
نویسنده : پریسا حسینی | تاریخ انتشار : | بازدید : 12289 | امتیاز : 0

آن سوي پنجره

در بيمارستانی دو مرد بیمار در يک اتاق بستری بودند.يکی از بيماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر يک ساعت روی تختش بنشيند. تخت او در کنار تنها پنجره اتاق بود اما بيمار ديگر مجبور بود هيچ تکانی نخورد و پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد.آنها ساعتها با يکديگر صحبت می کردند. از همسر. خانواده . خانه . سربازی يا تعطيلاتشان با هم حرف می زدند.هر روز بعد از ظهر بيماری که تختش در کنار پنجره بود می نشست و تمام چيزهايی که بيرون از پنجره می ديد برای هم اتاقيش توصيف می کرد.بيمارديگردرمدت اين يک ساعت.باشنيدن حال وهوای دنيای بيرون.روحی تازه
می گرفت.مرد کنار پنجره از پارکی که پنجره رو به آن باز می شد می گفت.اين پارک درياچه زيبايی داشت. مرغابيها و قوها در درياچه شنا می کردند و کودکان با قايقهای تفريحيشان در آب سرگرم بودند. درختان کهن منظره ی زيبايی به آنجا بخشيده بودند و تصويری زيبا از شهر در افق دور دست ديده می شد.مرد ديگر نمی توانست آنها را ببيند. چشمانش را می بست و اين مناظر را در ذهن خود مجسم می کرد.روزها و هفته ها سپری شد.يک روز صبح پرستاری که برای حمام کردن آنها آب آورده بود. جسم بی جان مرد کنار پنجره را ديد که در خواب و در کمال آرامش از دنيا رفته بود. پرستار بسيار ناراحت شد و از مستخدمان بيمارستان خواست که آن مرد را از اتاق خارج کنند.مرد ديگر تقاضا کرد که او را به تخت کنار پنجره منتقل کنند. پرستار اين کار را برايشانجام داد و پس از اطمينان از راحتی مرد, اتاق را ترک کرد.آن مرد به آرامی و با درد بسيار خود را به سمت پنجره کشاند تا اولين نگاهش را به دنيای بيرون از پنجره بياندازد. حالا او ميتوانست زيباييهای بيرون پنجره را با چشمان خودش ببيند. هنگامی که از پنجره به بيرون نگاه کرد .با کمال تعجب با يک ديوار بلند آجری مواجه شد.مرد پرستار را صدا زد و از او پرسيد : چه چيزی هم اتاقيش را وادار می کرده تا چنين مناظر دل انگيزی را برای او توصيف کند ؟پرستار پاسخ داد : شايد او می خواسته به تو قوت قلب بدهد.چون آن مرد اصلا نابينا بود و حتی نمی توانست آن ديوار را ببيند


نامه ای به خدا
یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نامه ای که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا !با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود :خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد.دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم.یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم.تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن...کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد.نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند.در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند
همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند.عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت.تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسیدکه روی آن نوشته شده بود: نامه ای به خدا !همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود:خدای عزیزم. چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم . با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده وروز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی...البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند

 

گدای نابینا

روزي مرد کوري روي پله‌هاي ساختماني نشسته و کلاه و تابلويي را در کنار پايش قرار داده بود روي تابلو نوشته شده بود: من کور هستم لطفا کمک کنيد. روزنامه نگارخلاقي از کنار او مي‌گذشت، نگاهي به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود.. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اينکه از مرد کور اجازه بگيرد تابلوي او را برداشت آن را برگرداند و اعلان ديگري روي آن نوشت و تابلو را کنار پاي او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن‌روز، روزنامه‌نگار به آن محل برگشت، و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صداي قدم‌هاي او، خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسي است که آن تابلو را نوشته، بگويد که بر روي آن چه نوشته است؟روزنامه‌نگار جواب داد: چيز خاص و مهمي نبود، من فقط نوشته شما را به شکل ديگري نوشتم و لبخندي زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هيچوقت ندانست که او چه نوشته است ولي روي تابلوي او خوانده مي‌شد: امروز بهار است، ولي من نمي‌توانم آنرا ببينم
وقتي کارتان را نمي‌توانيد پيش ببريد، استراتژي خود را تغيير بدهيد. خواهيد ديد بهترين‌ها ممکن خواهد شد. باور داشته باشيد هر تغيير بهترين چيز براي زندگي است. حتي براي کوچکترين اعمالتان از دل، فکر، هوش و روحتان مايه بگذاريد اين رمز موفقيت است ......... لبخند بزنيد

 

فرشته و خانم میانسال

خانم میان سالی سکته قلبی کرد و سریعاً به بیمارستان منتقل شد. وقتی زیر تیغ جراح بود عملاً مرگ را تجربه کرد. زمانیکه بی هوش بود فرشته ای را دید. از فرشته پرسید: آیا زمان مردنم فرا رسیده است؟ فرشته پاسخ داد: نه، تو ۴۳ سال و ۲ ماه و ۸ روز دیگر فرصت خواهی شد. بعد از به هوش آمدن خانم تصمیم گرفت که در بیمارستان باقی بماند. چون به زندگی بیشتر امیدوار شده بود، چند عمل زیبایی انجام داد. جراحی پلاستیک، لیپساکشن، جراحی بینی، جراحی ابرو و … او حتی رنگ موی خود را تغییر داد. خلاصه از یک خانم میان سال به یک خانم جوان تبدیل شد! بعد از آخرین جراحی او از بیمارستان مرخص شد. وقتی برای عزیمت به خانه داشت از خیابان عبور می کرد، با یک آمبولانس تصادف کرد و مرد!!! وقتی با فرشته مرگ روبرو شد بهش گفت: من فکر کردم که گفتی ۴۰ سال و اندی بعد مرگ من فرا می رسه؟ چرا من رو از جلوی آمبولانس نکشیدی کنار؟ چرا من مردم؟فرشته پاسخ داد؛ ببخشید، وقتی داشتی از خیابون رد می شدی نشناختمت

 

کیک بهشتی مادربزرگ

پسر کوچکی براي مادر بزرگش توضيح مي دهد آه چگونه همه چيزها ايراد دارند مدرسه ،خانواده ، دوستان ، و...دراين هنگام مادربزرگ مشغول پختن کیک است ، از پسر کوچولو مي پرسد: آيا کيك دوست دارد و پاسخ کوچولو البته مثبت است .روغن چطور ؟نه! و حالا دو تا تخم مرغ ؟نه ! مادربزرگ .آرد چي از آرد خوشت مي ياد ؟ از جوش شيرين چطور ؟نه مادر بزرگ ! حالم از آنها به هم مي خورد.بله همه اين چيزها بد به نظر مي رسند . اما وقتي به درستي با هم مخلوط شوند ، يك کيك خوشمزه درست مي شود . خداوند هم به همين ترتيب عمل ميكند.خيلي از اوقات تعجب مي کنيم که چرا خداوند بايد بگذارد ما چنين دوران سختي را بگذرانيم . اما او مي داند که وقتي همه اين سختي ها را به درستي در کنار هم قرار دهد ، نتيجه ، هميشه خوب است ! ما تنها بايد به او اعتماد کنيم ،در نهايت همه اين پيشامد ها با هم به يك نتيجه فوق العاده مي رسند

 

عشق

در یک جزیرهء سر سبز و خرم تمامی صفات نیکو و پلید انسان با هم زندگی می کردند صفاتی چون: دانایی غرور ثروت شهوت عشق و ... .در روزی از روزها دانایی همهء صفات را در یکجا جمع کرد و گفت قرار است سیل عظیمی در جزیره جاری شود
و هر کس لوازم ضروری خود را بردارد و در قایقش بگذارد و آماده سیل شود. همه این کار را کردند و باران شدیدی شروع به باریدن کرد و سیل بزرگی براه افتاد. همه در قایق خودشان بودند تا اینکه صدای غرق شدن و کمک خواستن یکی از صفات آمد آن محبت بود.عشق بی درنگ به کمک محبت شتافت و قایق خود را در اختیار محبت گذارد ولی چون قایق جای یک نفر را بیشتر نداشت محبت سوار شد و عشق در سیل گیر افتاد. به دورو بر خود نگاه کرد ثروت را در نزدیکی خود دید از او کمک خواست ولی ثروت در پاسخ گفت:آنقدر طلا و جواهر در قایق دارم که دیگر جایی برای تو نیست و قایق سنگین است.عشق نا امیدانه به اطراف نگریست غرور را دید و از غرور کمک خواست. غرور در جوابش گفت: تو خیس هستی و اگر من به تو کمک نمایم خود و قایقم خیس میشویم.آب همینطور بالا می امد و عشق بیشتر در آب فرو میرفت. دانایی و بقیه در دور دست بودن و کسی صدای عشق را نمی شنید تا اینکه شهوت به نزدیکی عشق رسید . عشق از او کمک خواست ولی شهوت گفت
چندین سال است که منتظر یه همچین لحظه ای بودم تا از بین رفتن تو را ببینم.هر جا که تو بودی جایی برای من نبود و همیشه تو برتر از من و موجب تحقیر من بودی.
عشق دیگر نا امید از زندگی آنقدر آب خورد که از حال رفت.وقتی چشم باز کرد دیگر از سیل خبری نبود و خود را در خانه دانایی یافت. دانایی به او گفت الان دو روز است که بیهوشی .سیل تمام شده و آرامش به جزیره بازگشته است.عشق بدو ن توجه به این حرفها در پی این بود که بداند چه کسی نجاتش داده است از دانایی پرسید و دانایی در جوابش گفت
زمان آری فقط زمان است که میتواند عظمت و جلال عشق را درک کند



پریسا حسینی پریسا حسینی : کاربر سايت | 6% فعاليت | 0 نمونه کار | 171 مطلب | 279 نظر | 0 بار توانسته است برنده برترین مطالب شود .
تنها کاربران عضو سايت مي توانند به اين مطلب امتياز دهند. .
امتياز دهندگان :



این مطلب را به اشتراک بگذارید : 6 داستان کوتاه و عبرت آموز 6 داستان کوتاه و عبرت آموز
بعدی | قبلی


سایه حسینی : کاربر سايت | 10% فعاليت | 6 نمونه کار | 82 مطلب | 2397 نظر
سایه حسینی
مرسی عالی بود
| ارسال نظر مورخ : 1390/05/03

سید جواد ذاکر : کاربر سايت | 42% فعاليت | 81 نمونه کار | 269 مطلب | 6868 نظر
سید جواد ذاکر
جالب انگیز ناک و تامل بر انگیز بود :))
| ارسال نظر 8 ماه پيش مورخ : 1391/07/14


براي ارسال نظر بايد در سايت عضو باشد .
عضويت در سايت - ورود به سايت
الگوی زندگی
[0امتياز] [5 بازديد ] [0 نظر ] |
ماندگارترین ساختمان های هالیوود :)
[0امتياز] [7 بازديد ] [1 نظر ] |
نقاش معاصر بهرام عاليوندي
[0امتياز] [8 بازديد ] [0 نظر ] |
والپیپرهای جیگل
[0امتياز] [24 بازديد ] [4 نظر ] |
افکت‌های جادویی عاشقان عکاسی!
[1امتياز] [22 بازديد ] [1 نظر ] |
عکس هایی با سرعت بالا
[1امتياز] [10 بازديد ] [0 نظر ] |
نگاه متـفاوت یک فرانـسوی به آسـمان آبـی
[1امتياز] [16 بازديد ] [2 نظر ] |
30 نمونه جالب و زیبا از عکاسی منظره
[4امتياز] [37 بازديد ] [3 نظر ] |
اينجا خيال تو گل داده تا هر روز...
[2امتياز] [36 بازديد ] [3 نظر ] |
دیـدنی هـــــای امــــــــــروز .....
[3امتياز] [30 بازديد ] [4 نظر ] |
***کاربرد طبیعت در زندگی***
[1امتياز] [19 بازديد ] [2 نظر ] |
جالب است که زیر بـاران بروی ولی خیـس نشوی!
[4امتياز] [54 بازديد ] [6 نظر ] |



مژگان سپه وند navid graph navid graph navid graph navid graph ترنج دولتشاهی سعيد واصفي سعيد واصفي مونا نوروی علی نورالهی ابولفضل شکری سولماز پورسرپرست مریم محمدی مریم محمدی مهرداد رنجبرخدیوی خشایار لواسانی سجاد رضایی morad rostmi سعيد كرمي ... .... ... .... آذر زکی زاده محسن محمدی محسن محمدی محسن محمدی محسن محمدی محسن محمدی محسن محمدی محسن محمدی محمد محمدی محمد محمدی محمد محمدی محمد محمدی محمد محمدی محمد محمدی محمد محمدی محمد محمدی محمد محمدی محمد محمدی سیما جلیلی 
افراد حاضر در سايت: 170 | بازديد امروز : 1921 | کليک امروز : 20730 | بازديد کل : 7446832 | کليک کل : 93771478 | کاربران سایت : 22763 | محصولات سایت : 1343 | مطالب کاربران : 43287 | نمونه کارها : 18566 | نظرات : 536020 |

آی پی شما : 184.72.184.104
تمامي حقوق مطالب، تصاوير و طرح قالب براي ايرانيان گرافيک محفوظ است، نقل و استفاده از آنها در سايت ها و نشريات تنها با ذکر منبع مجاز ميباشد .

طراحی و برنامه نویسی توسط حسین شجاعیان



با موفقیت حذف شد ایرانیان گرافیک :